همخواب

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

بسیار ستمکار و بسی عهدشکن هست

اما به ستمکاری آن عهدشکن نیست

پیش تو بسی از همه کس خوارترم من

زان روی که از جمله گرفتارترم من

روزی که نماند دگری بر سر کویت

دانی که ز اغیار وفادار ترم من

بر بی‌کسی من نگر و چارهٔ من کن

زان کز همه کس بی‌کس و بی‌یارترم من

سلام

خیلی خیلی دوست دارم بقیه داستان رو بنویسم ولی فرصت نوشتن برام پیش نمیاد. چه حیف

شبهای روشن

امروز کتاب شبهای روشن داستایوفسکی رو تموم کردم 

زیبایی عشق شاید به نرسیدن باشه

شاید ادما وقتی که به یه چیزی نمیرسن بهتر درکش میکنن و این باعث میشه که نگاهشون زیباتر باشه

خیلی وقته نمینویسم

خیلی خودم رو درگیر روزمرگی کردم این چند سال و الان میفهمم ادم باید از لحظه ها لذت ببره 

اینده که تلاش میکنیم بسازیم شاید در یک لحظه از بین بره

 

ولی به هر حال دوست دارم زندگی رو.................

چند خط همینجوری

گاهی زندگی آدم رو به جایی میکشونه که ممکنه عاشقی هم حالت رو بد کنه 

مجبور میشه ادم حرفاشو پس بگیره 

سرنوشت ادم یه چیز نانوشتست 

 

بیخیال شو ...

 

زندگی...

سلام زندگی 

نمی‌دونم آدما عوض شدن یا زمانه عوض شده یا من عوض شدم 

ولی دنیای مزخرفیه 

خوبی نباید کرد .....

متن ترانه عمدا از شعبانخانی

دنیا مالِ همه بیخیالِ همه من با تو حالم خوبه فقط
بگو راحت چته من حواسم بهته کم نشه یک تار مو ازت
هر جای عالمی وقتی دلتنگمی من خودمو بهت میرسونم
میخوامت بی حساب من بیدارم تو بخواب سرد بشه روتو بپوشونم
عمدا از تو میپرسم کجا یعنی مثلِ دیوونه ها با من برو با من بیا از بس عاشقم رفتارم عجیبه
عمدا از تو میگیره دلم توو خودش میره دلم
بفهم میگیره دلم جوری که تو رو دوست دارم عجیبه
عاشقتم یعنی بهت یه وقتایی پیلم یه روزایی رو تعطیلم من دست خودم نیست که
عاشقتم یعنی تو خیلی فرق داری واسم بدبینمو حساسم من دست خودم نیست که
من دست خودم نیست که
عمدا از تو میپرسم کجا یعنی مثلِ دیوونه ها با من برو با من بیا از بس عاشقم رفتارم عجیبه
عمدا از تو میگیره دلم توو خودش میره دلم
بفهم میگیره دلم جوری که تو رو دوست دارم عجیبه

دورشدی...

 

تو ی ذره هم شبیه کسی که پاره ی تنم بود نیستی 

تو عوض شدی که حالا سر هیچ و پوچ توو روم وا میستی

ته چشمات امروز دنیبال ی خورده احساس بودم

کمترین حق منه من که باهات این همه روراست بودم

انقده دور شدی و مغرور شدی که دیگه کور شدی عشقمو نمیبینی

تو که میری با خیال راحت ولی سرنوشتمو نمیبینی

سنگ شدی اهل جنگ با همه ی رنگ شدی که باور کردم 

که از وقتی عاشقت شدم فقط حالمو بدتر کردم

آخه با هر کی به غیر از من حالت خوبه یعنی

فردای خودت چی میشه حالا امروز من هیچی

بهتر میشه حتما بعد از تو دنیای من اما تو

مجبور میشی آخر ی روز پس بگیری حرفاتو 

انقده دور شدی و مغرور شدی که دیگه کور شدی عشقمو نمیبینی

تو که میری با خیال راحت ولی سرنوشتمو نمیبینی

سنگ شدی اهل جنگ با همه ی رنگ شدی که باور کردم 

که از وقتی عاشقت شدم فقط حالمو بدتر کردم

ساده ای دلم

چه خوبه ادم از دوستای قدیمی پیام دریافت کنه 

 

وقتی دلتنگم

دنیا مال همه بیخیال همه 

من با تو خوبه حالم فقط

بگو راحت چته من حواسم بهته

کم نشه یه تار مو ازت

هرجای عالمی وقتی دلتنگمی

من خودمو بهت میرسونم

میخوامت بی حساب

من بیدارم تو بخواب

سرد بشه روتو بپوشونم

عمدا از تو میپرسم کجا یعنی مثل دیوونه ها

با من برو با من بیا

از بس عاشقم رفتارم عجیبه

عمدا از تو میگیره دلم تو خودش میره دلم

بفهم میگیره دلم

جوری که تو رو دوست دارم عجیبه

♫♫♫

عاشقتم یعنی بهت یه وقتایی پیله م

یه روزایی رو تعطیلم

من دست خودم نیست که

عاشقتم یعنی تو خیلی فرق داری واسم

بدبین و حساسم

من دست خودم نیست که

من دست خودم نیست که

عمدا از تو میپرسم کجا یعنی مثل دیوونه ها

با من برو با من بیا

از بس عاشقم رفتارم عجیبه

عمدا از تو میگیره دلم تو خودش میره دلم

بفهم میگیره دلم

جوری که تو رو دوست دارم عجیبه

وقتی دلتنگم

دنیا مال همه بیخیال همه 

من با تو خوبه حالم فقط

بگو راحت چته من حواسم بهته

کم نشه یه تار مو ازت

هرجای عالمی وقتی دلتنگمی

من خودمو بهت میرسونم

میخوامت بی حساب

من بیدارم تو بخواب

سرد بشه روتو بپوشونم

عمدا از تو میپرسم کجا یعنی مثل دیوونه ها

با من برو با من بیا

از بس عاشقم رفتارم عجیبه

عمدا از تو میگیره دلم تو خودش میره دلم

بفهم میگیره دلم

جوری که تو رو دوست دارم عجیبه

♫♫♫

عاشقتم یعنی بهت یه وقتایی پیله م

یه روزایی رو تعطیلم

من دست خودم نیست که

عاشقتم یعنی تو خیلی فرق داری واسم

بدبین و حساسم

من دست خودم نیست که

من دست خودم نیست که

عمدا از تو میپرسم کجا یعنی مثل دیوونه ها

با من برو با من بیا

از بس عاشقم رفتارم عجیبه

عمدا از تو میگیره دلم تو خودش میره دلم

بفهم میگیره دلم

جوری که تو رو دوست دارم عجیبه

غرور

وقتی دیدم شکستم به این سادگی وقتی نمیدونم بینمون چیا واقعی بود
وقت نمیدونم واسم بهتره وقتی میگم تحمل کن باید بگذره
باید بگذرم از حسی که دارم با حس تازت تنهات بزارم
دلتنگیامو یادم نیارم تنهات بزارم
باید بگذرم از حسی که دارم با حس تازت تنهات بزارم
دلتنگیامو یادم نیارم تنهات بزارم
وقتی صدای شکستن غرورم یادمه ، پای تو موندم خیانت به خودمه
دیگه نمیزارم به چیزی وابسته بشم دارم از دوست داشتنم دست میکشم دست میکشم
باید بگذرم  از حسی که دارم با حس تازت تنهات بزارم
دلتنگیامو یادم نیارم تنهات بزارم

متن ترانه غرور شادمهر

دنبال فرصت

این روزا اینقدر دچار روزمره گی  شدم که سخته برام برگردمو بقیه داستان رو بنویسم ولی  حتما تا دراینده  نزدیک مینویسم .

از دوستان و عزیزانی که بعد مدتها باز به وبلاگم سر میزنن و نظر میدن ممنون 

 

روز سرد


اون روزو میبینم بگردی دنبالم بپرسی از همه هنوز دوست دارم
به این فکر کنم چی موند ازت برام به این فکر کنی بدون تو کجام
نگاه کنی برات چی مونده از شکست پلایی که یه شب پشت سرت شکست
ندونی از خودت کجا فرار کنی ندونی با دلت باید چیکار کنی
به این فکر کنی چجوری برگردی بپرسی از خودت کجا گمم کردی
شاید یه روز سرد شاید یه نیمه شب دلت بخواد بشه برگرده به قبل
نگاه کنی برات چی مونده از شکست پلایی که یه شب پشت سرت شکست
ندونی از خودت کجا فرار کنی ندونی با دلت باید چیکار کنی
به این فکر کنی چجوری برگردی بپرسی از خودت کجا گمم کردی
شاید یه روز سرد شاید یه نیمه شب دلت بخواد بشه برگرده به قبل
به این فکر کنی چجوری برگردی بپرسی از خودت کجا گمم کردی
شاید یه روز سرد شاید یه نیمه شب دلت بخواد بشه برگرده به قبل

 

 

 

متن ترانه روز سرد شادمهر عقیلی

کویرم

 

کویرم یه کویر خشک و تنها کویرم هم صحبتش باد و سرابه

کویر رویای دریا تو سرش نیست پای قصه م بشین حالم خرابه

دریغ از یه جوونه تو وجودم تموم ریشه هام بی برگ و باره

از اشکای خودم سینه م ترک خورد تنم از دور شبیه شوره زاره

نه کوهی دورمه تا کم میارم بهش تکیه کنم آروم بگیرم

نه دریا دورمه تا غرق من شه نه ساحل میشم اونجوری بمیرم

جوون بودم شبیه جنگلایی که الان سر راحت رو گرفتن

سر راهت تموم جنگلا سوخت تا چشمات رنگ دریا رو ببینن

یه شب بغضم گرفت فکرت منو برد از اون شب با خیالت همنشینم

با این حالی که امشب تو سرم هست محاله صبح فردا رو ببینم

یه شب چشمامو بستم خواب دیدم داره بارون میاد از ابر مرده

یه روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده دنیامو برده

تو یه قایق یه دریا تو سرت بود دلم دریا شد و رفتی ندیدی

تو رفتی رد بارونو بگیری تو رفتی و به دریا نرسیدی

کسی از خلوتم چیزی ندیده کویر از خلوتش بیرون نمیره

کویر رویای دریا تو سرش نیست کویر تا آخر قصه کویره

بهونه ی نفس کشیدن دوست داشتنه

سلام به همه دوستان که نظر دادن و خواستن که ادامه خاطره رو بنویسم 

این روزا سخت مشغول ساختن ارزوهام هستم امیدوارم بتونم ادامشو بنویسم

خداروشکر  به خیلی از ارزوهام رسیدم 

الان که سی ساله شدم حسرت یه چیزایی برام مونده 

فقط تو دلم می گم شاید قسمت نبوده که نشده

ولی همیشه از عشقی که داشتم راضی بودم چون از صمیم قلب بود

اهای مخاطب خاص ..... همیشه به یادتم 

نمیدونم هنوز وبلاگمو می خونی یا نه امیدوارم خوشبخت باشی

شروع دوباره

سلام به دوستان که گاهی سر میزنن به وبلاگم

عیدتون مبارک

تصمیم گرفتم تو سال جدید خیلی چیزا رو تموم کنم

سال جدید رو میخام با جدیت کارامو پیش ببرم :)

ادامه خاطره ام رو مینویسم

ممنون که بهم سر میزنید:×