این پست رو واسه کسی می نویسم که برام عزیزترینه
واسه کسی که خیلی دوست دارم
اونم کسی نیست به جز مهربانترین مهربانان
از خودم خجالت می کشم که تا حالا در موردش پست نداشتم
همون که عاشقشم : خدا
سلام
سلام به دوست قدیمی من! حتی قدیمی تر از خود من
آه و صد
آه
آدم نمی دونه با چه رویی از تو چیزی بخواد
اصلاً وقت دعا که می شه، قبل از
اینکه به درد دلم فکر کنم به این فکر می کنم اصلاً من لیاقت دعا کردن رو
دارم
اینقدر از دعا کردن خجالت می کشم که حتی باور نمی کنم که تو روت به من باشه
و صدای من رو بشنوی
خدایا! خداجون! گوش می کنی
گدا
اومده
محتاج اومده
تو که من نیستی که قهر کنی
تو خدایی
خدا
جون! ببین دارم گریه می کنم برات
برگرد! منو ببین! حواست به من
هست؟
باشه این بار تو برنگرد. حق داری برنگردی. اصلاً اگه برگردی فرق من با
اونایی که صبح تا شب تو رو صدا می کنن چی هست؟
بار الهی!
چنان اراده ای به من بده، چنان توانی به من بده
که اگر سالهای سال هم دعاهای
ما رو اجابت نکردی، باز با یه دل محکم از تو نا امید نشیم و تو رو صدا
کنیم
خدایا! آن چنان در درون روح ما رسوخ کن که هر چه می کنیم و برای هر چه قدم
بر می داریم نشانی از تو و رضای تو در اون باشه
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 1:9 توسط روناش
|