هيچ وقت نشد بهت بگم كه من چقدر دوستت دارم
فاصله یه حرف سادست بین دیدن و ندیدن // بگو صرفه با کدومه شنیدن یا نشنیدن ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 1:41  توسط روناش | 
از اخرین پستی که گذاشتم مدتها میگذره .....

میخام دوباره شروع کنم به نوشتن

دوستان گلی که داشتم رو دوست دارم بعد چند سال ببینم کجا هستن

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 1:37  توسط روناش | 
سلام به دوستان که گاهی سر میزنن به وبلاگم

عیدتون مبارک

تصمیم گرفتم تو سال جدید خیلی چیزا رو تموم کنم

سال جدید رو میخام با جدیت کارامو پیش ببرم :)

ادامه خاطره ام رو مینویسم

ممنون که بهم سر میزنید:×

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 1:38  توسط روناش | 

 

 

 

  دو سه روزه که مات و بی اراده م
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیر هواشم
منو نسبت به تو مسئول کرده
از اون رابطه ی معمولی ما
چه عشقى سر گرفت تو روزگارم

دو سه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم
نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا
می خوام مثل قدیما...مثل سابق
یه وقتایی یکی با من بخنده
یکى باشه که دستامو بگیره

یکی باشه که زخمامو ببنده
نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 1:43  توسط روناش | 

از این زندگی خالی
منو ببر به اون سالی
که تو اسممو پرسیدی
به روزی که منو دیدی

به پله های خاموشی
که با من روبرو میشی
یه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری

منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه
به اون ترانه ی شادی
که تو یاد من افتادی

به احساسی که درگیره
به حرفی که نفسگیره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع

منو ببر به دنیامو

به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

از این دوری طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تو اونجایی
زیر بارون تنهایی

منو ببر به اون حالت
همون حرفا، همون ساعت
به اندوهِ غروبی که...
به دلشوره ی خوبی که...
تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی

منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم

به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
نمی دونم
نمی دونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 1:38  توسط روناش | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 0:54  توسط روناش | 
خیلی وقته ننوشتم 

یه روزایی وبلاگ نویسی همه زندگیم شده بود

از اون روزا 3-4 سالی میگذره 


همیشه یه بغضی تو گلومه که نمیتونم بدمش بیرون

عادت کردم به سکوت. 

عادت کردم به تنهایی.

عادت به بی وفایی.

میگذره....

ترسم از پایانه

از اخر

از اینکه نرسم حرفامو بزنم

حتی دیگه یادم رفته بنویسم:)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 1:43  توسط روناش | 

دستمو ول نکن هنوز بدجوری من دوست دارم

نگو دیگه میون را میرمو تنهات میزارم

دستمو ول نکن هنوز یه ذره از نگاه تو

مونده تو چشمای منه ساده چشم به راه تو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 1:24  توسط روناش | 

برای مدت نامعلوم 

تعطیل شد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 14:30  توسط روناش | 
 
مهربان خدای خوب من
به خاطر آرامشی که ارزانی ام داشته ای از تو ممنونم
به خاطر رفع همه دغدغه ها و امنیتم از ممنونم
به خاطر جسم سالم و نشاط و شادابی ام از تو ممنونم
به خاطر نیت پاک و قلب مهربانم از تو ممنونم
به خاطر آگاهی و دانایی ام از تو ممنونم
به خاطر گذشت و بخششم از تو ممنونم.
مهربان خدای خوب من
به خاطر امیدواری به لطف بی پایانت از تو ممنونم
به خاطر رزق و روزی حلال و فراوانم از تو ممنونم
به خاطر همنشینی با خوبانت از تو ممنونم
به خاطر خانواده خوبم از تو ممنونم
به خاطر توفیق بندگی ام از تو ممنونم
به خاطر زندگی جدیدم از تو ممنونم
به خاطر نیل به تحول و تولد دوباره ام از تو ممنونم
به خاطر وجود شکرگذار و سپاسگذارم از تو ممنونم. 
ای خالق دلسوز و مهربان
از تو برای همه آرامش الهی می طلبم
برای همه سلامتی و تندرستی می طلبم
برای همه دلی شاد و قلبی مهربان می طلبم
برای همه گشایش امور می طلبم
برای همه توفیق هدایت الهی می طلبم
و برای همه معنویت روزافزون می طلبم.
خدای قادر من
هم اکنون به لطف بی کرانت همه چیز و همه کس توانگرم می سازد و باور دارم قدرت بی پایان تو و دست مهر و یاری ات به همراه لطف سرشارت از بهترین و رضایت بخش ترین راه ها در همه مسائل زندگی به یاری ام می شتابد.پس آسوده خاطر اداره عالی همه امورم و گشایش همه مسائلم را به اراده قدرتمند تو می سپارم. 
بارالها 
به تو قول می دهیم و بر سر این تعهد می مانیم که هر روزمان به لطف و توفیق تو بهتر از روز قبل باشد و نه برداشت منفی کنیم و نه کلام منفی بر زبان بیاوریم و نه ناسپاسی ات کنیم. 
آمین یا رب العالمین
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 16:18  توسط روناش | 
یاد چشمات داره 
آتیش می زنه قلب منو
حتی عکسای تو هم 
مرهم دردم نمی شه
نمی شه

من دارم کم میارم
دلم دیونه ی تو اِ
تو اِ
رد پای گریه هام
هنوز رو شونه ی تو اِ
تو اِ
نمی تونم ببینم
یکی دیگه عاشقته
نمی تونم ببینم
اسم من از یادت میره
یادت میره

من دارم کم میارم
دلم دیونه ی تو اِ
تو اِ
رد پای گریه هام
هنوز رو شونه ی تو اِ
تو اِ
نمی تونم ببینم
یکی دیگه عاشقته
نمی تونم ببینم 
اسم من از یادت میره
یادت میره
یادت میره

یاد چشمات داره 
آتیش می زنه قلب منو
حتی عکسای تو هم 
مرهم دردم نمی شه

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 1:51  توسط روناش | 

بمیرم واسه اون ناز نگاهت

می مونم همیشه 

به چشم به راهت

تو چی خواستی که من 

واست نکردم

مال من نبودی 

نگات می کردم


دلم بی قراره 

کارش انتظاره

می خواد ببینتت 

بهت بگه دوست داره

تو نیستی و این دل 

فقط چشم به راهته

فقط منتظر شنیدن اون صداته


یه روز به من گفتی برو

گفتی نمی خوامت تو رو

شکستی قلب خستمو

تنها گذاشتی دستمو

اما بی قرارم 

واست نگرانم

طاقت دوریه تو رو ندارم


بمیرم واسه اون ناز نگاهت

می مونم همیشه

به چشم به راهت

تو چی خواستی که من 

واست نکردم

مال من نبودی نگات می کردم


دلم بی قراره

کارش انتظاره

می خواد ببینتت

بهت بگه دوست داره

تو نیستی و این دل 

فقط چشم به راهته

فقط منتظر شنیدن اون صداته


دلم بی قراره

کارش انتظاره

می خواد ببینتت

بهت بگه دوست داره

تو نیستی و این دل 

فقط چشم به راهته

فقط منتظر شنیدن اون صداته


دلم بی قراره

کارش انتظاره

می خواد ببینتت

بهت بگه دوست داره

تو نیستی و این دل 

فقط چشم به راهته

فقط منتظر شنیدن اون صداته

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 1:42  توسط روناش | 

به جاى ريختن آب پشت سر مسافر، انداختن تف هم كفايت مي كند!

دفتر صرفه جویی سازمان آب!


مثل یه بچه گوریل که موز می دن دستش ذوق کردی! فکر کردی می خوام بگم دلم برات تنگ شده؟

نه جونم! از بی کاری گفتم یه SMS بدم!


از شنبه درون خود تلنبار شدیم / تاآخر پنجشنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر دیداریم / جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم!




 از وزارت کشاورزی مزاحمتون می شم...

شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید!


اگه کسی بهت گفت خوشگلی، اول یه لبخند ملایم بزن...

بعد با مشت بزن تو چونش تا دیگه مسخرت نکنه!


 این اس ام اس رو فرستادم تا کارمندای مخابرات گشنه نمونن.


 اگه يه پروانه نشست رو شونت، حتما بكشش... اون بي سليقه همون بهتر كه بميره!


تو سیب سرخ کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است ای گلابی من؟


چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی


از حیف نون می پرسن اسم کوچک جومونگ چیه؟ می گه افسانه!


 عشق نمی پرسه اهل کجایی؟... فقط می گه توی قلب من زندگی کن!

عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟... فقط می گه همیشه با من هستی!

عشق نمی پرسه دوستم داری؟... فقط می گه دوستت دارم!

...

...

...

عشق خیلی ... های دیگه هم ممکنه بخوره که نباید باور کنی!

توضیح مترجم: ببخشید دیگه فرستنده ها بی ادب بودن!


ببخشید این موقع شب بیدارت کردم، می خواستم ببینم هنوزم داری خواب پنبه دانه می بینی؟!


پیامک های ضدحالی شما را به بالاترین قیمت خریداریم!

(سازمان حال و احوال کشور)

به مناسبت قرار گرفتن سه روز پرستار، معلم و کارگر در یک هفته، هفته گذشته، هفته بینوایان نام گرفت!

به یوزارسیف گفتن آسنات خوشگل تره یا زلیخا؟ آهی كشید و گفت: سوسانو!

برای شادی روح هموسو، 10 بار بگو لعنت بر شاهزاده تسو.

این پیام رو برای 10 نفر بفرست، حتما امشب سوسانو میاد به خوابت!

زمستان خسته شد از بی بهاری / جهان می لرزد از این بی قراری

گمانم جمعه ای باقی نمانده / خدایا تا به کی چشم انتظاری؟


 ورژن اصلی:

اگر یک روز فروختمت، بدون من آدم فروش نیستم، گل فروشم!

ورژن تحریف شده:

اگر یک روز فروختمت، بدون من آدم فروش نیستم، گوسفند فروشم!


سریع 3 تا فتوکپی و یکی از عکسهات رو برام بفرست می خوام بخندم!


شرمنده که SMS خالی بود، ولی پریدن شما روی گوشی عالی بود!


مخصوص بعد از ساعت 3 صبح: .نصفه شب بخیر!

SMS حیف نون به نامزدش: این که قشنگ نیستی مهم نیست، قشنگ اینه که مهم نیستی!


بعضی از برادران یوسف بعد از دیدن زلیخا: ای کاش ما رو گرگ خورده بود!

ای گم شده ی مردم عالم، تو کجایی؟


من هر جمعه که آید به امیدم که بیایی


خدایا! به دوست دختران ما زیبایی زلیخا، و به زنان ما شعور آسنات را عطا بفرما!


آخرین پیام زلیخا به سوسانو: جومونگ گم گشته باز آید به بویو غم مخور!


در سیستم درصدی پرین شاپ عضو شوید و 10 % از سود را صاحب شوید

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:18  توسط روناش | 
قرار ما به رفتن بود
نگو چی شد، نمی دونم
خودم گفتم تمومش کن
خودم می گم نمی تونم

نمی دونم کجا رفتم
نمی دونم دلم چی شد
درست تو بدترین لحظه
ببین کی عاشق کی شد

فقط حرفامو باور کن
تقاص عشق تو کم نیست
بمون حوای من با من
مگه عشق تو آدم نیست

تو خاکستر شدی با من
دارم می میرم از این درد
بیا این خونه این کبریت
تلافی کن ولی برگرد

من از آغاز این قصه
ازت چیزی نفهمیدم
نمی دونم چرا حالا
چرا اینجا تو رو دیدم

چقد دیوونگی دارم
تمام قلبم آشوبه
تو آرومی نمی دونی
چقد دیوونگی خوبه

مام قصه بازی بود
تموم شد، هیچ رازی نیست
کسی که رو به روشی تو
از اینجا مرد بازی نیست


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 0:35  توسط روناش | 
داری می گذری از من ، داری رد می شی آسون
حرفی برات ندارم ، بغضمو کردی پنهون
اشکامو در میاری ولی انگار نه انگار
دستامو بگیر تو دستات برای آخرین بار

یه لحظه چشماتو ببند ، شاید منو یادت بیاد
همون که بهش گفتی یه روز ، جای تو هیچ کس نمیاد
این شعر عاشقونه نیست ، یه التماس خوب من
غرور رو گریه می کنم ، نشکن منو ، پسم نزن

چند بار باید به چشم تو بشکنم ، آروم بگیری
بگو چقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری
بگو چقدر اشک بریزم تا منو تنها نذاری
دارم به چشمات باج می دم تا تو بگی دوسم داری

اما من هنوز دوست دارم بدون ، اگه حتی قلبتو پس بگیری
اگه مثل امروزم بهم بگی نمی خوام تو رو ، می تونی که بری
هنوزم چشماتو می پرستمو ، بی تو هر لحظه رو درگیر توام
تو خیالم دستاتو می گیرمو ، بازم احساس می کنم پیش توام

یه لحظه چشماتو ببند ، شاید منو یادت بیاد
همون که بهش گفتی یه روز ، جای تو هیچ کس نمیاد
این شعر عاشقونه نیست ، یه التماس خوب من
غرور رو گریه می کنم ، نشکن منو ، پسم نزن

چند بار باید به چشم تو بشکنم ، آروم بگیری
بگو چقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری
بگو چقدر اشک بریزم تا منو تنها نذاری
دارم به چشمات باج می دم تا تو بگی دوسم داری

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 0:26  توسط روناش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگه نامیدیم
اگه از زندگی لذت نمی بریم
اگه درزندگی ارامش نداریم
لاقل بعد مرگ که ارمش پیدا میکنم
پس واسه ارامش پس از مرگ هم که شده زندگی میکنیم

پیوندهای روزانه
خاطره من
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1393
اسفند 1389
دی 1389
آبان 1389
تیر 1389
شهریور 1388
تیر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
پیامکهای عاشقانه
عکسهای عاشقانه
دل نوشته های من
شعر
مطالب جالب
پیوندها
کلوپ نا امیدان
برای قلب شکستم و شدی سنگ صبور
عشق مشکوک
یک دوست
اشیانه عشق
به بهونه بارون
دل نوشته ها
هچگاه فاصله ها حریف خاطره ها نمیشوند
توپترین عکسها - نرگس
راه خوشبختی
فقط مهدی مقدم
مث بارون
خاطرات تلخ و شیرین ملیکا
رنگ مهر
لطیفه 2
فقط شادی
زیگیل
نغمه های تنهایی شقایق
نیلوفر ابی
نغمه
احمقانه
تنهای تنها- مانی
مغلوب عشق
عکسهای عاشقانه
چشم به راه - باران
در ارزوی پرواز- مهدی
عشق و زندگی
زیر نور مهتاب
به همتون خوشامد میگم
اس ام اس عاشقانه
ساحل عشق
کارت پستال
درد و دل های پاییزی
هديه اي براي عشق
زندگی
عصر یخی
علی وارم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM